آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Decontaminate

ˌdiːkənˈtæməneɪt ˌdiːkənˈtæməneɪt

معنی decontaminate | جمله با decontaminate

verb - transitive

از آلودگی مبرا کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

Decontamination experts visited the site of the accident.

کارشناسان آلایش‌بری از محل حادثه دیدن کردند.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد decontaminate

  1. verb clean
    Synonyms:

ارجاع به لغت decontaminate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «decontaminate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/decontaminate

لغات نزدیک decontaminate

پیشنهاد بهبود معانی