Subscriber

səbˈskraɪbər səbˈskraɪbə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    subscribers

معنی‌ها

  • noun C1
    اعانه‌دهنده، کمک‌کننده
  • noun
    (مجله، روزنامه، وب‌سایت و غیره) مشترک
  • noun
    (مالی) پذیره نویس
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد subscriber

  1. noun Someone who contributes (or promises to contribute) a sum of money
    Synonyms: contributor, endorser, attester, signer, backer, sponsor, paying member, regular taker, indorser, ratifier
  2. noun Someone who contracts to receive and pay for a service or a certain number of issues of a publication
    Synonyms: reader

ارجاع به لغت subscriber

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «subscriber» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/subscriber

لغات نزدیک subscriber

پیشنهاد بهبود معانی