شکل نوشتاری دیگر این لغت: wrythen
پیچخورده، تابخورده، درهمپیچیده، تابیدهشده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The structural integrity of the bridge was compromised by the writhen metal supports, indicating significant material fatigue.
یکپارچگی ساختاری پل توسط تکیهگاههای فلزی پیچخورده به خطر افتاده بود که نشاندهندهی فرسودگی قابل توجه مواد بود.
The old oak tree's branches were writhen from years of exposure to the strong winds.
شاخههای درخت بلوط قدیمی از سالها قرار گرفتن در معرض بادهای شدید پیچخورده بودند.
The construction report detailed the need to replace several writhen girders that had deformed under the building's immense weight.
گزارش ساختوساز نیاز به تعویض چندین تیرآهن درهمپیچیده را که تحت وزن عظیم ساختمان تغییر شکل داده بودند، شرح داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «writhen» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/writhen