fortune, luck, stars, chance, fortuity, lot
fortune
luck
stars
chance
fortuity
lot
پیدا کردن آن کتاب کمیاب یک اقبال بلند بود.
Finding that rare book was a stroke of luck.
صرفاً در اثر اقبال بود که این اکتشاف به وقوع پیوست.
It was pure chance that led to this discovery.
بیثباتیهای اقبال انسان
the vagaries of human fortune
بداقبال
ill-fated, ill-starred
واژگونی بخت و اقبال
the reversal of fortune
welcome, greeting, anticipation
welcome
greeting
anticipation
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
اقبال گرم آنها
their warm welcome
اقبال رسمی
formal greeting
اقبال کردن
to welcome
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «اقبال» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/اقبال