آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

برافراشته به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / barafraashte /

raised, hoisted, elevated, put up

raised

hoisted

elevated

put up

بالابرده‌شده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

این بازیکن ماهر موفق شد با عبور دادن توپ از ستونک برافراشته با کمترین تعداد ضربه، برنده‌ی تورنمنت گوی و پتک شود.

The skilled player managed to win the pall-mall tournament by driving the ball through the raised ring in the fewest strokes.

تابلوی برافراشته بازدیدکنندگان را به موزه هدایت می‌کرد.

The elevated signboard guided visitors to the museum.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت برافراشته

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «برافراشته» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/برافراشته

لغات نزدیک برافراشته

پیشنهاد بهبود معانی