آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۱ تیر ۱۴۰۴

      تقسیم به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / taghsim /

      ریاضی division, partition, allotment, partitionment

      division

      partition

      allotment

      partitionment

      یکی از چهار عمل اصلی
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      تقسیم، عمل مقابل (واروی) ضرب است.

      Division is the inverse operation of multiplication.

      از تقسیم ۲۰ بر ۵ خارج‌قسمت ۴ حاصل می‌شود.

      The division of 20 by 5 results in a quotient of 4.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      تقسیم آلمان به دو بخش

      the partition of Germany into two parts

      اسم
      فونتیک فارسی / taghsim /

      distribution, dissemination, portioning out, disbursement, apportionment

      distribution

      dissemination

      portioning out

      disbursement

      apportionment

      توزیع

      تقسیم زمین میان کوچ‌گران جدید

      the apportionment of land among new settlers

      تقسیم جمعیت در مناطق مختلف را تحلیل کردیم.

      We analyzed the distribution of the population across different regions.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تقسیم

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      انشعاب پخش توزیع
      متضاد:
      ضرب کردن
      مترادف:
      بخش تسهیم قسمت
      مترادف:
      تجزیه
      مترادف:
      بخش کردن

      سوال‌های رایج تقسیم

      تقسیم به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «تقسیم» به معنای بخش‌بندی یا جدا کردن یک کل به قسمت‌های کوچکتر است. این واژه در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد و معنایش با توجه به بافت جمله می‌تواند متفاوت باشد.

      در ریاضیات، «تقسیم» به عملی اشاره دارد که در آن یک عدد را به قسمت‌های مساوی تقسیم می‌کنیم. مثلاً در جمله‌ی «۸ تقسیم بر ۲ برابر با ۴ است»، تقسیم به معنای عمل ریاضی division است، و فعل «تقسیم کردن» معمولاً با divide در انگلیسی بیان می‌شود. همچنین، علامت تقسیم در انگلیسی معمولاً با نماد ÷ یا / نشان داده می‌شود.

      در زندگی روزمره، «تقسیم» ممکن است به معنای تقسیم یک غذا بین چند نفر، یا تقسیم وظایف در یک گروه باشد. در این حالت هم فعل to divide یا to share بسته به مفهوم مورد نظر به کار می‌رود. برای مثال: We divided the cake into six equal parts یا She shared the responsibilities with her team.

      همچنین در مفاهیم سیاسی یا جغرافیایی، «تقسیم» می‌تواند به معنای جداسازی مرزها یا تفکیک مناطق باشد، مثل «تقسیمات کشوری» یا «تقسیم قدرت»، که در انگلیسی معادل‌هایی مانند partition, distribution, یا division of power دارد.

      واژه‌ی «تقسیم» مفهومی مرتبط با جداسازی، توزیع یا بخش‌بندی دارد و بسته به زمینه، ترجمه و کاربرد متفاوتی در زبان انگلیسی خواهد داشت.

      ارجاع به لغت تقسیم

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تقسیم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تقسیم

      لغات نزدیک تقسیم

      • - تقسیط
      • - تقسیط کردن
      • - تقسیم
      • - تقسیم به دو مسیر شدن
      • - تقسیم تفصیلی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.