آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۱ فروردین ۱۴۰۲

    قسمت به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / ghesmat /

    fortune, destiny, lot, portion, kismet, fate, doom, proportion, predestination, hap

    fortune

    destiny

    lot

    portion

    kismet

    fate

    doom

    proportion

    predestination

    hap

    سرنوشت، تقدیر، قضا

    قسمت او این بود که جوان‌مرگ شود.

    He was fated to die young.

    بسیاری از افراد معتقدند که قسمت ما از پیش تعیین شده و ما کنترل کمی بر زندگی‌مان داریم.

    Many people believe that our destiny is predetermined, and we have little control over our lives.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    قسمت من در این جهان

    my lot in this world

    اسم
    فونتیک فارسی / ghesmat /

    part, segment, department, clause, unit, allotment, fragment, division, heading, partition, section, element, paragraph, component, fraction, assembly, hunk, slice, area, chunk, cut, episode, edition

    part

    segment

    department

    clause

    unit

    allotment

    fragment

    division

    heading

    partition

    section

    element

    paragraph

    component

    fraction

    assembly

    hunk

    slice

    area

    chunk

    cut

    episode

    edition

    بخش، جزء، تکه

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    آب‌تنی در این قسمت دریا خطرناک است.

    It is dangerous to bathe in this part of the sea.

    امشب قسمت یکی به آخر مانده‌ی سریال است.

    It's the penultimate episode of the series tonight.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    یک سری فیلم تلویزیونی مشتمل بر سی قسمت

    a TV film series of 30 episodes

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد قسمت

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اقبال بخت قسم نصیب
    مترادف:
    بخش بهر بهره پاره تکه جزء حصه
    مترادف:
    تقسیم توزیع سهم
    مترادف:
    شعبه
    مترادف:
    قسط
    مترادف:
    قرعه
    مترادف:
    روزی سرنوشت طالع

    ارجاع به لغت قسمت

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «قسمت» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/قسمت

    لغات نزدیک قسمت

    • - قسم‌نامه
    • - قسم یادکردن
    • - قسمت
    • - قسمت اساسی
    • - قسمت افقی هر چیز
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.