آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴

    خدا به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / khodaa /

    God, Our Lord, Creator, deity, Maker

    God

    Our Lord

    Creator

    deity

    Maker

    الله، آفریننده، ایزد

    از خدا طلب مغفرت کنیم

    let us ask for God's blessing

    فقط به خدا توکل کردن

    to have resort only to God

    اسم
    فونتیک فارسی / khodaa /

    master

    master

    استاد

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    خدای تاریخ

    master of history

    خدای ترجمه

    master of translation

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد خدا

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    آفریدگار الله اهورامزدا ایزد پروردگار خالق خداوند دادار رب کردگار یزدان
    متضاد:
    بنده عبد مخلوق

    سوال‌های رایج خدا

    خدا به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «خدا» در زبان انگلیسی به God ترجمه می‌شود.

    «خدا» مفهومی ژرف، بنیادین و چندوجهی در اندیشه، فرهنگ، دین، فلسفه و زبان بشر است. این واژه به وجودی متعال، فراطبیعی، و بی‌نیاز اشاره دارد که سرچشمه‌ی هستی، آفریننده‌ی جهان و منشأ حیات و نظم در کائنات دانسته می‌شود. در زبان انگلیسی، واژه‌ی God بیش از هر چیز به خدای یگانه‌ی ادیان ابراهیمی (اسلام، مسیحیت، یهودیت) دلالت دارد، اما بسته به بافت فرهنگی و دینی، می‌تواند مفاهیم دیگری را نیز در بر گیرد.

    از منظر زبان‌شناسی، واژه‌ی «خدا» در فارسی، با ترکیب واژه‌ی «خُوَت» یا «خود» (به‌معنای وجودِ ذاتی و مطلق) و «دا» (دهنده، دارنده) معنا می‌یابد. این ترکیب بر مفهومی تأکید دارد که هم مالک هستی است و هم خود علت وجود است. در فرهنگ‌ها و زبان‌های دیگر نیز واژگان متعددی برای اشاره به این مفهوم وجود دارد، همچون Dieu در فرانسوی، Gott در آلمانی، Allah در عربی، یا Ishvara در سانسکریت.

    در فلسفه، مفهوم خدا موضوع اصلی بسیاری از نظام‌های فکری بوده است. فلاسفه از دوران باستان تا امروز تلاش کرده‌اند با استدلال‌های عقلانی، وجود یا عدم وجود خدا را بررسی کنند. دیدگاه‌هایی چون خدا به عنوان علت نخست، عقل مطلق، یا نیروی برتر هستی، در مکاتب مختلف وجود دارد. در این نگاه‌ها، خدا یا وجودی شخصی و آگاه معرفی می‌شود، یا در برخی تفاسیر، به‌عنوان نیرویی بی‌صورت و غیرشخصی که در همه چیز جاری است.

    در ادبیات و هنر، «خدا» همواره الهام‌بخش بوده است. شاعران، نویسندگان، و هنرمندان با استفاده از استعاره‌ها، دعاها، یا توصیف حالات درونی انسان در مواجهه با عظمت و راز هستی، تصویری چندلایه از خدا ارائه کرده‌اند. گاه این تصویر مهربان، نزدیک و همراه است، و گاه دور، رازآلود، و باشکوه. ادبیات فارسی در این زمینه، گنجینه‌ای غنی از نغمه‌های عاشقانه و عارفانه درباره‌ی خدا در خود دارد.

    در زندگی روزمره‌ی انسان‌ها نیز، واژه‌ی «خدا» حضوری زنده و پررنگ دارد. بسیاری از مردم با ذکر نام خدا به کارهای خود برکت می‌دهند، در لحظات سخت به او پناه می‌برند، و در شادی‌ها شکرگزاری می‌کنند. این حضور زبانی و فرهنگی نشان‌دهنده‌ی عمق پیوند روانی و ذهنی بشر با مفهومی است که فراتر از فهم محدود انسانی قرار دارد، اما به‌نحوی در جان او جای گرفته است.

    «خدا» مفهومی نیست که بتوان آن را صرفاً با یک واژه یا تعریف محدود کرد. این کلمه حامل لایه‌های عمیق معنایی، روانی، تاریخی و فرهنگی است که در طول قرون، ذهن و قلب انسان را به خود مشغول داشته است.

    ارجاع به لغت خدا

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «خدا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/خدا

    لغات نزدیک خدا

    • - خجولانه
    • - خد
    • - خدا
    • - خدا انگاری
    • - خدا انگاشتن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.