claim, litigation, pretension, allegation, action, case, cause, suit
claim
litigation
pretension
allegation
action
case
cause
suit
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
وارد ندانستن دعوی علیه او
the dismissal of the case against him
(مثنوی) رفت از دل دعوی پیشانهاش
his former claims were forgotten
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «دعوی» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دعوی