آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ مرداد ۱۴۰۴

    دف به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / daf /

    tambourine

    tambourine

    (موسیقی) دایره

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    واقعا خوب دف می‌نوازد

    He is really good at playing tambourine

    دفی در دست داشت

    It had a tambourine in its hand

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد دف

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    دایره دایره‌زنگی

    سوال‌های رایج دف

    دف به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «دف» در زبان انگلیسی به daf ترجمه می‌شود. این واژه در متون تخصصی موسیقی و فرهنگ ایرانی به همان صورت «daf» به کار می‌رود، و در برخی منابع به عنوان نوعی frame drum (طبل حلقه‌ای) نیز توصیف می‌شود.

    دف، یکی از سازهای کوبه‌ای اصیل و پرقدمت در موسیقی ایرانی، کردی، ترکی، عربی و صوفیانه است. این ساز از یک حلقه‌ی چوبی نسبتاً بزرگ تشکیل شده که بر یک طرف آن پوست کشیده می‌شود و معمولاً در اطراف حلقه زنجیرها یا حلقه‌هایی فلزی قرار دارد که هنگام نواختن، صدایی زنگ‌دار و لرزان تولید می‌کنند. صدای دف پرشور، گرم و پرطنین است و نقش مهمی در ایجاد ریتم و فضاهای روحانی یا حماسی دارد.

    تاریخچه‌ی دف به هزاران سال پیش بازمی‌گردد و آثار به‌جامانده از تمدن‌های باستانی مانند بین‌النهرین، ایران باستان و مصر نشان می‌دهند که این ساز در آیین‌ها و مراسم مذهبی یا عرفانی استفاده می‌شده است. دف به‌ویژه در موسیقی کردی، مقامی، عرفانی و صوفیانه حضوری چشمگیر دارد. در مجالس ذکر دراویش، صدای دف نقش محوری در ایجاد حال و حضور معنوی دارد و اغلب همراه با آواز و نی به اجرا درمی‌آید.

    نوازندگی دف، نیازمند تکنیک و مهارتی خاص است. نواختن آن با انگشتان، کف دست، مچ و گاهی حتی ضربه‌های نرم به بدنه‌ی چوبی انجام می‌شود. نوازنده با تغییر شدت ضربه‌ها، سرعت اجرا، و نوع حرکت دست‌ها می‌تواند مجموعه‌ای از ریتم‌های پیچیده و متنوع را خلق کند. یکی از ویژگی‌های جذاب دف، قابلیت همراهی آن با سازهای مختلف و قدرت آن در پرکردن فضاهای صوتی است.

    در سال‌های اخیر، دف از مرزهای سنتی عبور کرده و وارد ژانرهای نوین موسیقی نیز شده است. حضور آن در کنسرت‌های جهانی موسیقی تلفیقی، باعث شده تا توجه بسیاری از نوازندگان بین‌المللی به این ساز جلب شود. سازندگانی در ایران و دیگر کشورها تلاش کرده‌اند با نوآوری در ساختار و متریال دف، نسخه‌های حرفه‌ای‌تر و تطبیق‌پذیرتری برای اجراهای زنده و استودیویی تولید کنند.

    دف فقط یک ساز نیست؛ بلکه بخشی از هویت فرهنگی، تاریخی و معنوی ایران و منطقه‌ی خاورمیانه است. صدای آن گاه نمایانگر شادی و رقص، و گاه حامل سکوت، ذکر و راز است. دف از معدود سازهایی است که در عین سادگی ظاهری، عمقی از احساس، هیجان و ارتباط را به شنونده منتقل می‌کند و به همین دلیل، در دل موسیقی عرفانی و فولکلور جایگاهی همیشگی دارد.

    ارجاع به لغت دف

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «دف» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/دف

    لغات نزدیک دف

    • - دغلی کردن
    • - دغلی کردن در مسابقه
    • - دف
    • - دفاع
    • - دفاع از خود
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.