آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

راسخ به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / raasekh /

unshakeable, unwavering,, upright, unfailing, firm, fixed, strong, decided, straight, invincible, indomitable

unshakeable

unwavering

upright

unfailing

firm

fixed

strong

decided

straight

invincible

indomitable

استوار، ثابت، پابرجا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

عقیده‌ی راسخ او به دموکراسی پارلمانی

his firm belief in parliamentary democracy

او به سرنوشت اعتقاد راسخ دارد.

He is a firm believer in fate.

نمونه‌جمله‌های بیشتر

اعتقاد راسخ

an invincible conviction

ایمان راسخ

strong belief

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد راسخ

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

سوال‌های رایج راسخ

راسخ یا راثخ یا راصخ — کدام درست است؟

شکل درست و معیار «راسخ» است. این واژه به معنای «ثابت‌قدم»، «استوار» و «محکم» در زبان فارسی به کار می‌رود و در فرهنگ‌های لغت رسمی به همین صورت ثبت شده است.

ارجاع به لغت راسخ

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «راسخ» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/راسخ

لغات نزدیک راسخ

پیشنهاد بهبود معانی