آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۵ دی ۱۴۰۴

      استوار به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / ostovaar /

      firm, steady, rigid, stable, constant, indomitable, staunch, straight, indefatigable, invincible, erect, strong, unfailing, upright, sound, solid

      firm

      steady

      rigid

      stable

      constant

      indomitable

      staunch

      straight

      indefatigable

      invincible

      erect

      strong

      unfailing

      upright

      sound

      solid

      پایدار، محکم
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      اصول استوار

      firm principles

      اراده‌ی استوار

      indomitable will

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      اقتصاد ملی آن‌ها بسیار استوار است.

      Their national economy is very strong.

      اسم
      فونتیک فارسی / ostovaar /

      warrant officer, sergeant major

      warrant officer

      sergeant major

      (ارتش و نظام) دارای درجه‌ی استواری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      دنبال چه می‌گردید استوار؟

      What are you look for, sergeant major?

      استوار چرا می‌خواهد با تو صحبت کند؟

      Why would the sergeant major want to talk to you?

      قید
      فونتیک فارسی / ostovaar /

      endways, straight, erect

      endways

      straight

      erect

      به‌طور استوار، شق

      ستون استوار ایستاد و سقف قدیمی را محکم نگه داشت.

      The pillar stood endways, supporting the old roof firmly.

      او در طول مراسم کاملاً استوار ایستاد.

      He stood straight during the entire ceremony.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد استوار

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      امین برقرار پابرجا پایدار ثابت‌قدم ثابت خلل‌ناپذیر دایم درستکار درست راسخ رزین سخت سفت قائم قایم قرص قویم متقن متین محکم مدام مستحکم مستقر معتمد مقاوم منیع وثیق
      متضاد:
      بی‌دوام سست نااستوار

      ارجاع به لغت استوار

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «استوار» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۱ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/استوار

      لغات نزدیک استوار

      • - استنکاف کردن
      • - استوا
      • - استوار
      • - استوار اراده
      • - استوار کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      swingman outrebound reverse dribble sharpshooter shot clock pullback dribble winsorize waterproofing armure free throw armor fast break man-to-man defense previous question triple threat خاییدن نقطه‌ی عطف نقطه‌ضعف امضا کردن مرصع یارانه خرناس تفهیم اتهام کرملین‌شناسی بازتابش فلاکت گرسنگی میوه نزد طرفدار کسی بودن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.