آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۴

    سرخ کردن به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    فعل متعدی
    فونتیک فارسی / sorkh kardan /

    to fry, to brown, to saute, to toast, to stir-fry

    to fry

    to brown

    to saute

    to toast

    to stir-fry

    در روغن پختن

    سیب‌زمینی سرخ‌کرده

    fried potatoes

    پیاز را سرخ کن

    fry the onion

    redden

    redden

    به ویژه از شرم و غیره

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد سرخ کردن

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    به رنگ‌سرخ درآوردن
    مترادف:
    تفت دادن برشته کردن

    سوال‌های رایج سرخ کردن

    سرخ کردن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «سرخ کردن» در زبان انگلیسی به «fry» ترجمه می‌شود.

    سرخ کردن یکی از روش‌های متداول پخت‌وپز است که طی آن مواد غذایی در حرارت بالا و معمولاً با استفاده از روغن یا چربی داغ آماده می‌شوند. این فرآیند باعث می‌شود سطح غذا به رنگ قهوه‌ای یا طلایی تغییر کند و بافتی ترد و خوش‌طعم به خود بگیرد. سرخ کردن از دیرباز در فرهنگ‌های مختلف غذایی جهان جایگاه ویژه‌ای داشته و تنوع زیادی در نحوه انجام آن و نوع مواد مورد استفاده وجود دارد.

    در سرخ کردن، معمولاً روغن یا چربی در ماهیتابه یا دیگ داغ می‌شود و مواد غذایی به سرعت در این محیط داغ قرار می‌گیرند. بسته به دمای روغن و مدت زمان قرارگیری غذا، سرخ کردن می‌تواند به صورت کم‌عمق (shallow frying) یا عمیق (deep frying) انجام شود. سرخ کردن عمیق به‌خصوص در تهیه غذاهایی مانند سیب‌زمینی سرخ‌کرده، مرغ سوخاری و پیراشکی کاربرد دارد و باعث ایجاد پوسته‌ای خوش‌رنگ و ترد می‌شود.

    مزیت اصلی سرخ کردن، ایجاد طعمی لذیذ و بافتی خاص در مواد غذایی است که معمولاً با دیگر روش‌های پخت مثل آب‌پز یا بخارپز به دست نمی‌آید. همچنین، فرآیند سرخ کردن باعث ایجاد واکنش‌های شیمیایی مانند واکنش مایارد (Maillard reaction) می‌شود که رنگ و عطر دلپذیری به غذا می‌بخشد. البته سرخ کردن نیازمند توجه و مهارت است، زیرا دمای زیاد و مدت زمان زیاد می‌تواند به سوختن یا جذب چربی بیش از حد منجر شود که از نظر سلامتی مطلوب نیست.

    از دیدگاه تغذیه‌ای، سرخ کردن می‌تواند هم مزایا و هم معایبی داشته باشد. اگرچه طعم غذا را بهبود می‌بخشد، اما استفاده بیش از حد از روغن‌های ناسالم یا سرخ کردن مکرر می‌تواند منجر به افزایش مصرف چربی‌های ناسالم و کالری شود. به همین دلیل، انتخاب نوع روغن مناسب و کنترل دما و مدت زمان سرخ کردن اهمیت زیادی دارد تا ضمن حفظ طعم، سلامت غذا نیز تامین شود.

    سرخ کردن نه تنها یک فن آشپزی بلکه بخش مهمی از فرهنگ غذایی بسیاری از جوامع است که با روش‌ها و دستورهای متنوع اجرا می‌شود. این روش توانسته است جایگاه خاصی در تهیه غذاهای سنتی و مدرن پیدا کند و همچنان به عنوان روشی محبوب برای خلق طعم‌ها و بافت‌های خاص، مورد استفاده قرار گیرد. یادگیری اصول صحیح سرخ کردن می‌تواند به هر فرد کمک کند تا غذاهای خوشمزه، سالم و خوش‌طعم تهیه کند.

    ارجاع به لغت سرخ کردن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «سرخ کردن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/سرخ کردن

    لغات نزدیک سرخ کردن

    • - سرخ شده از شدت گرما
    • - سرخ‌فام
    • - سرخ کردن
    • - سرخ کردن به سرعت با کمی روغن
    • - سرخ کردن سریع
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.