آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲۷ تیر ۱۴۰۴

      مات به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      صفت
      فونتیک فارسی / maat /

      astounded, astonished, open-mouthed, stupefied, stunned, amazed, confounded, dumbfounded, abstracted, bemused, bewildered, dazed, flabbergasted, flummoxed, moonstruck, thunderstruck

      astounded

      astonished

      open-mouthed

      stupefied

      stunned

      amazed

      confounded

      dumbfounded

      abstracted

      bemused

      bewildered

      dazed

      flabbergasted

      flummoxed

      moonstruck

      thunderstruck

      متعجب

      من از اینکه او چقدر سریع معما را حل کرد مات شدم.

      I was astounded at how quickly he solved the puzzle.

      او از خبر ناگهانی مات شده بود.

      She was astonished by the sudden news.

      صفت
      فونتیک فارسی / maat /

      fogged, opaque, nontransparent, translucent, filmy, frosty

      fogged

      opaque

      nontransparent

      translucent

      filmy

      frosty

      توانا نبودن در گذراندن نور

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      شیشه‌ی مات پنجره

      opaque windowpane

      آینه مات شده بود و دیدن تصویرم سخت بود.

      The mirror was fogged, making it hard to see my reflection.

      صفت
      فونتیک فارسی / maat /

      matte, flat, dull

      matte

      flat

      dull

      کدر

      رنگ براق از رنگ مات بادوام‌تر است.

      Gloss paint is more durable than matte paint.

      رنگ مات

      flat paint

      اسم
      فونتیک فارسی / maat /

      checkmate, checkmating

      checkmate

      checkmating

      حالت بازنده در شطرنج

      مات استاد بزرگ همه را شگفت‌زده کرد.

      The grandmaster's checkmate surprised everyone.

      مات نمایشی درخشان از مهارت تاکتیکی بود.

      The checkmating was a brilliant display of tactical skill.

      صفت
      فونتیک فارسی / maat /

      nebulous, vague, obscure, unclear, imprecise, blurry, fuzzy

      nebulous

      vague

      obscure

      unclear

      imprecise

      blurry

      fuzzy

      مبهم

      او توضیحی مات داد که همه را سردرگم کرد.

      He gave a nebulous explanation that left everyone confused.

      جزئیات در گزارش مات و ناقص بودند.

      The details in the report were vague and incomplete.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مات

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      صدها صدگان مائه‌ها
      مترادف:
      حیران شگفت‌زده گیج متعجب حیرت‌زده مبهوت
      مترادف:
      تیره تار رنگ‌پریده رنگ رفته کبود کدر
      مترادف:
      شهمات

      ارجاع به لغت مات

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مات» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مات

      لغات نزدیک مات

      • - مابین
      • - مابین انگلیس و فرانسه
      • - مات
      • - مات بودن
      • - مات رنگ شدن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.