آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۴

      معاون به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / mo'aaven /

      second in command, deputy, assistant, right-hand man, surrogate, lieutenant, assistant director, adjutant, aid, aide, vice-

      second in command

      deputy

      assistant

      right-hand man

      surrogate

      lieutenant

      assistant director

      adjutant

      aid

      aide

      vice-

      نایب، مباشر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      معاونم کمکم کرد برنامه‌ی هفتگی‌ام را سازماندهی کنم.

      My assistant helped me organize my schedule for the week.

      معاون وزیر

      assistant to the minister

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      معاون نخست‌وزیر

      a deputy prime minister

      معاون معتمد

      a reliable assistant

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد معاون

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پیشکار دستیار کمک مباشر مددکار ممد ناظم نایب هم‌دست یار یاور

      سوال‌های رایج معاون

      معاون به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «معاون» در زبان انگلیسی به assistant یا deputy ترجمه می‌شود، که انتخاب کلمه بستگی به زمینه و نوع نقش دارد.

      معاون به فردی گفته می‌شود که در یک سازمان، اداره یا نهاد، مسئولیت کمک به مدیر یا فرد اصلی را بر عهده دارد و در غیاب یا به دستور او، امور مربوطه را پیگیری و مدیریت می‌کند. نقش معاون، نقش پشتیبانی و تسهیل‌کننده است که با انجام وظایف محوله، به پیشبرد اهداف سازمان کمک می‌کند و بار کاری مدیر اصلی را کاهش می‌دهد. این موقعیت معمولاً شامل سطحی از مسئولیت و اختیار است که بسته به ساختار سازمان می‌تواند متغیر باشد.

      در سازمان‌ها و نهادهای مختلف، معاونان ممکن است در حوزه‌های گوناگونی فعالیت کنند؛ مانند معاون اداری، معاون مالی، معاون اجرایی یا معاون آموزشی. هر کدام از این معاونت‌ها وظایف تخصصی و حوزه کاری خاص خود را دارند که بر اساس نیازهای سازمان تعریف می‌شود. وجود معاون باعث افزایش کارایی، تسهیل تصمیم‌گیری‌ها و بهبود هماهنگی میان بخش‌های مختلف می‌شود.

      از منظر مدیریتی، معاون به عنوان یکی از ارکان کلیدی در ساختار سازمانی شناخته می‌شود که علاوه بر کمک به مدیر، در تصمیم‌گیری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و اجرای سیاست‌ها نقش موثری دارد. همچنین، معاون می‌تواند به عنوان جانشین مدیر در مواقع ضروری عمل کند و مسئولیت حفظ روند فعالیت‌ها را بر عهده گیرد.

      در فرهنگ کاری و حرفه‌ای، نقش معاون مستلزم توانمندی‌هایی مانند مهارت‌های ارتباطی، سازماندهی، رهبری و مدیریت زمان است. معاون باید بتواند به خوبی با تیم‌ها و مدیران ارتباط برقرار کرده و به عنوان پلی میان مدیر و سایر اعضای سازمان عمل کند. این موقعیت همچنین فرصتی برای کسب تجربه‌های مدیریتی و رشد حرفه‌ای به شمار می‌آید.

      «معاون» نمایانگر نقشی حمایتی و مدیریتی است که در سازمان‌ها به منظور افزایش اثربخشی و بهره‌وری فعالیت می‌کند. این واژه نشان‌دهنده اهمیت همکاری، تقسیم وظایف و مسئولیت‌پذیری در ساختارهای سازمانی است که به تحقق اهداف کلان کمک می‌نماید.

      ارجاع به لغت معاون

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «معاون» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/معاون

      لغات نزدیک معاون

      • - معاوضه کردن
      • - معاوضه کننده
      • - معاون
      • - معاون آبدارخانه
      • - معاون اسقف اعظم
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.