آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴

      نزد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      قید
      فونتیک فارسی / nazd /

      in front of, to, in the presence of

      in front of

      to

      in the presence of

      جلوی کسی

      ژرف‌ترین احساسات خود را فقط نزد زنش بروز می‌داد.

      He bared his deepest feelings only to his wife.

      نزد شاه از او بدگویی کردند.

      they vilified him in front of the king.

      قید
      فونتیک فارسی / nazd /

      with (someone)

      with

      در اختیار کسی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      شب نزد دوستان ماندم.

      I stayed with friends overnight.

      بالأخره نزد نخست‌وزیر شرفیاب شد.

      He finally had an audience with the prime minister.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      او نزد رئیس خرش می‌رود.

      He has interest with the boss.

      قید
      فونتیک فارسی / nazd /

      near, by, next to, to, by the side of

      near

      by

      next to

      to

      by the side of

      نزدیک

      آن‌ها نزد هم زندگی می‌کنند.

      They live near each other.

      ما نزد رودخانه قدم زدیم تا از غروب خورشید لذت ببریم.

      We walked by the river to enjoy the sunset.

      قید
      فونتیک فارسی / nazd /

      in the pinion (of), in (one's) viewpoint, to, by

      in the pinion

      inviewpoint

      to

      by

      در نظر، به عقیده‌ی

      نزد من، این تصمیم بهترین راهکار است.

      In my viewpoint, this decision is the best course of action.

      نزد معلم، دانش‌آموز خیلی پیشرفت کرده است.

      In the opinion of the teacher, the student has improved a lot.

      قید
      فونتیک فارسی / nazd /

      among, amidst

      among

      amidst

      در میان

      او می‌ترسید که اقرارش به اشتباه، اعتبارش را در نزد دوستانش خدشه‌دار کند.

      She feared that admitting her mistake would make her lose face among her friends.

      خانه نزد درختان بلند بود.

      The house stood tall amidst the trees.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد نزد

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      برابر پیش جلو حضور درحضور روبرو زی عند مقابل نزدیک

      ارجاع به لغت نزد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «نزد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/نزد

      لغات نزدیک نزد

      • - نزاکت
      • - نزاکت و حسن سلوک
      • - نزد
      • - نزد ...
      • - نزد خانواده
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.