آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

پسرخوانده به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / pesarkhaande /

adopted son

adopted son

پسری که مردی یا زنی او را به فرزندی پذیرفته باشد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

پسرخوانده‌اش شادی زیادی به زندگی آن‌ها آورده است.

His adopted son has brought so much joy to their lives.

آن‌ها تولد پسرخوانده‌ی خود را با مهمانی بزرگی جشن گرفتند.

They celebrated their adopted son's birthday with a big party.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت پسرخوانده

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «پسرخوانده» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/پسرخوانده

لغات نزدیک پسرخوانده

پیشنهاد بهبود معانی