آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲ خرداد ۱۴۰۴

    آرایشگر به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    اسم
    فونتیک فارسی / aaraayeshgar /

    barber, beautician, hairdresser, hair-stylist, coiffeur, cosmetologist

    barber

    beautician

    hairdresser

    hair-stylist

    coiffeur

    cosmetologist

    کسی که دیگران را آرایش می‌کند

    پدربزرگم در ایام جوانی آرایشگر بوده.

    My grandfather used to be a barber when he was young.

    خواهرم آرایشگر ماهری است و می‌تواند ظاهر هرکسی را تغییر دهد.

    My sister is a skilled beautician who can transform any person's appearance.

    اسم
    فونتیک فارسی / aaraayeshgar /

    embellisher, decorator

    embellisher

    decorator

    تزئین‌کننده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    توجه آرایشگر به جزئیات تحسین‌برانگیز بود.

    The decorator's attention to detail was impressive.

    سال‌ها تجربه‌ی آرایشگر

    years of experience as a decorator

    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد آرایشگر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    آراینده
    مترادف:
    چهره‌آرا مشاطه
    مترادف:
    پیرایشگر حلاق سرتراش سلمانی

    سوال‌های رایج آرایشگر

    آرایشگر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «آرایشگر» در زبان انگلیسی معادل‌هایی مانند hairdresser، hairstylist یا برای آرایشگران مردانه، barber دارد.

    واژه‌ی hairdresser و hairstylist معمولاً به کسی گفته می‌شود که در زمینه‌ی کوتاه کردن، حالت دادن، رنگ کردن، و مدل‌دهی به موی سر (عمدتاً برای زنان، ولی نه لزوماً) تخصص دارد، در حالی که barber بیشتر به فردی اطلاق می‌شود که به کوتاه کردن موی مردان و اصلاح صورت می‌پردازد.

    آرایشگر کسی‌ست که نه‌فقط با قیچی و ماشین اصلاح، بلکه با خلاقیت، دقت و سلیقه کار می‌کند. این شغل از یک‌سو نیازمند مهارت‌های فنی در استفاده از ابزارهای مختلف است، و از سوی دیگر مستلزم درک زیبایی‌شناسی، شناخت آناتومی چهره، آگاهی از سبک‌ها و ترندهای روز، و حتی روان‌شناسی ارتباط با مشتری است. چرا که بسیاری از مشتریان در هنگام مراجعه به آرایشگاه، نه‌فقط دنبال تغییر ظاهری، بلکه به‌نوعی به‌دنبال حس بهتر، اعتمادبه‌نفس بیشتر، یا حتی فرصتی برای گفت‌وگو و هم‌صحبتی هستند.

    آرایشگرها معمولاً در سالن‌های زیبایی کار می‌کنند، اما برخی به‌صورت سیار یا در منزل نیز خدمات ارائه می‌دهند. برخی فقط روی موی سر تمرکز دارند، در حالی که دیگران در زمینه‌های گسترده‌تری مانند آرایش صورت، ابرو، ناخن یا خدمات پوستی نیز فعالیت می‌کنند. در دنیای حرفه‌ای، آرایشگری نیازمند گذراندن دوره‌های تخصصی، کسب مدرک فنی‌حرفه‌ای، و به‌روز بودن با تکنیک‌ها و مواد جدید است.


    ارجاع به لغت آرایشگر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «آرایشگر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/آرایشگر

    لغات نزدیک آرایشگر

    • - آرایشگاه
    • - آرایشگاه زنانه
    • - آرایشگر
    • - آرایشگر گیسوی زنان
    • - آرایشگر مو
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    tight forex hegemony better endometriosis exp contented ridiculously cryptocurrency happy birthday goat Saturn traffic light problem rainproof بد بو برآیند برد برنامه سفر برنامه کار برنامه تلویزیونی بند تفنگ بندکشی به طور تیز و برنده به طور طبیعی به قول شما به نسبت به وجود آمدن به‌جز به‌خصوص
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.