آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

      باره به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / baare /

      regard, topic, issue, case, theme, respect, effect, concerning

      regard

      topic

      issue

      case

      theme

      respect

      effect

      concerning

      موضوع

      اندیشه‌های خصوصی او دراین‌باره

      her personal reflections in this regard

      موضع شما دراین‌باره چیست؟

      What is your position on this issue?

      اسم
      فونتیک فارسی / baare /

      time, occasion

      time

      occasion

      دفعه، مرتبه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      من چندین‌باره به این موزه سر زده‌ام.

      I have visited this museum many times.

      تو باید بیشتر تمرین کنی تا هر باره درست انجام دهی.

      You need to practice more to get it right every time.

      اسم
      فونتیک فارسی / baare /

      جانورشناسی horse, steed

      horse

      steed

      اسب

      او باره را آموزش داد تا از دیوارهای بلند بپرد.

      He trained the horse to jump over high fences.

      باره در دشت تاخت زد.

      The steed galloped across the field.

      اسم
      فونتیک فارسی / baare /

      (on teeth) plaque, tartar, dross, thrush, film, coating

      plaque

      tartar

      dross

      thrush

      film

      coating

      جرم، بار

      مسواک زدن منظم به برداشتن باره‌ی دندانی کمک می‌کند.

      Regular brushing helps remove dental plaque.

      باره‌ی بیش از حد می‌تواند منجر به بیماری لثه و پوسیدگی دندان شود.

      Excessive coating can lead to gum disease and tooth decay.

      اسم
      فونتیک فارسی / baare /

      (of a fortress) wall, enceinte

      wall

      enceinte

      دیوار قلعه

      آن‌ها از روی باره بالا رفتند تا فرار کنند.

      They climbed over the fortress wall to escape.

      سربازان پشت باره‌های بلند شهر از شهر دفاع کردند.

      The soldiers defended the city behind the high walls.

      پسوند
      فونتیک فارسی / -baare /

      suffix (meaning: lover, -izer)

      suffix

      خواستار

      شکم‌باره

      free-living

      زن‌باره

      womanizer

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد باره

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      اسب توسن سمند فرس مرکب
      مترادف:
      برج دژ قلعه
      مترادف:
      بار دفعه کرت مرتبه
      مترادف:
      بار حصار دیوار جرم
      مترادف:
      باب مورد
      مترادف:
      روش طرز

      ارجاع به لغت باره

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «باره» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/باره

      لغات نزدیک باره

      • - بارونت
      • - باروی قلعه
      • - باره
      • - باره بند
      • - بارها
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.