آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۴

      تحلیل به انگلیسی

      معنی

      فونتیک فارسی / tahlil /

      analysis, absorption, dissoiving, decomposition, corrosion, resolution, wasting, loss

      analysis

      absorption

      dissoiving

      decomposition

      corrosion

      resolution

      wasting

      loss

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد تحلیل

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تجزیه
      متضاد:
      تحریم
      مترادف:
      تضعیف گدازش محوسازی
      مترادف:
      حل کردن گشودن
      مترادف:
      هضم کردن
      مترادف:
      حلیت روایی
      مترادف:
      حلال سازی
      مترادف:
      حلال شمردن روا داشتن

      سوال‌های رایج تحلیل

      تحلیل به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «تحلیل» در زبان انگلیسی به analysis ترجمه می‌شود.

      تحلیل به فرآیند بررسی دقیق و جزءبه‌جزء یک موضوع، پدیده، مسئله یا داده گفته می‌شود با هدف درک بهتر، کشف روابط درونی، یافتن نقاط قوت و ضعف، یا رسیدن به نتایجی مشخص. این واژه در حوزه‌های گوناگون از جمله علوم انسانی، علوم پایه، مهندسی، روان‌شناسی، اقتصاد، و مدیریت کاربرد گسترده‌ای دارد. از آن‌جا که تحلیل بر پایه‌ی مشاهده، استدلال، و قضاوت منطقی استوار است، به عنوان یکی از بنیادی‌ترین مهارت‌های شناختی انسان شناخته می‌شود.

      در علوم داده و آمار، تحلیل معمولاً به معنی بررسی کمی داده‌هاست؛ از طریق روش‌هایی مثل تحلیل آماری، تحلیل رگرسیون، تحلیل خوشه‌ای یا تحلیل روند. هدف از این نوع تحلیل‌ها یافتن الگوها، پیش‌بینی رفتارها، یا تصمیم‌گیری مبتنی بر داده است. مثلاً در یک شرکت، تحلیل داده‌های فروش می‌تواند به شناسایی محصولاتی منجر شود که بیشترین سودآوری را دارند یا فصل‌هایی را مشخص کند که در آن‌ها میزان خرید افزایش می‌یابد.

      در علوم انسانی و به‌ویژه نقد ادبی، تحلیل به معنای تفسیر و بررسی درون‌مایه، سبک، ساختار و مفاهیم یک اثر است. منتقدان با تحلیل رمان، شعر یا فیلم، سعی می‌کنند پیام پنهان، روابط شخصیتی، یا لایه‌های معنایی را آشکار سازند. در این حوزه، تحلیل به خواننده یا بیننده کمک می‌کند تا اثری را فراتر از سطح ظاهری آن درک کند و به مفاهیم عمیق‌تری پی ببرد.

      در روان‌شناسی، تحلیل اغلب به معنای بررسی رفتارها، افکار، هیجانات یا انگیزه‌های انسانی است. روان‌کاوی فرویدی مثالی از تحلیلی کلاسیک است که تلاش می‌کند ریشه‌های ناهشیار یک رفتار یا مشکل روانی را کشف کند. امروزه روان‌شناسان با تحلیل الگوهای رفتاری افراد در موقعیت‌های گوناگون، راهکارهایی برای بهبود کیفیت زندگی، کنترل استرس، یا توسعه فردی ارائه می‌دهند.

      تحلیل در مدیریت و کسب‌وکار نیز نقشی اساسی دارد. از تحلیل SWOT (نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید) برای ارزیابی موقعیت شرکت گرفته تا تحلیل بازار و تحلیل عملکرد کارکنان، همه در خدمت تصمیم‌گیری هوشمندانه‌تر و برنامه‌ریزی مؤثرتر هستند. به بیان دیگر، تحلیل به مدیران این امکان را می‌دهد که با تکیه بر شواهد و اطلاعات معتبر، تصمیماتی کارآمد و راهبردی اتخاذ کنند.

      تحلیل پلی است میان اطلاعات خام و درک عمیق، میان مشاهده و تصمیم‌گیری. بدون تحلیل، داده‌ها بی‌معنا و رویدادها گنگ می‌مانند، اما با تحلیل، مسیر فهم و پیشرفت روشن می‌شود.

      ارجاع به لغت تحلیل

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «تحلیل» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/تحلیل

      لغات نزدیک تحلیل

      • - تحکیم کردن
      • - تحلیف
      • - تحلیل
      • - تحلیل انرژی
      • - تحلیل بردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.