آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

جامد به انگلیسی

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

صفت
فونتیک فارسی / jaamed /

solid, hard, firm, concrete, dense, solidified, compact

solid

hard

firm

concrete

dense

solidified

compact

سفت، سخت

در حالت جامد آب به‌صورت یخ است.

In its solid phase water exists as ice.

سوخت‌های مایع و جامد

liquid and solid fuels

نمونه‌جمله‌های بیشتر

حالات جامد و مایع

the solid and liquid states

اسم
فونتیک فارسی / jaamed /

فیزیک solid, a solid object

solid

a solid object

حالتی از ماده که شکل و حجم ثابتی دارد

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

سایش دو چیز جامد حرارت ایجاد می‌کند.

The friction of two solid objects creates heat.

حرارت برخی جامدها را به مایع تبدیل می‌کند.

Heat turns some solids into liquids.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد جامد

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

ارجاع به لغت جامد

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «جامد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جامد

لغات نزدیک جامد

پیشنهاد بهبود معانی