آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۱ اسفند ۱۴۰۳

      جمع به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / jam' /

      crowd, group, heap, total, collection, assembly, sum, accumulation

      crowd

      group

      heap

      total

      collection

      assembly

      sum

      accumulation

      مجموعه

      جمع کتاب‌های او یک اتاق کامل را پر کرده است.

      His collection of books fills an entire room.

      جمعی از هواداران هیجان‌زده در خارج از استادیوم جمع شدند.

      A crowd of excited fans gathered outside the stadium.

      اسم
      فونتیک فارسی / jam' /

      public, populace

      public

      populace

      جماعت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      مسایل خصوصی خودت را در جمع بیان مکن.

      Don't air your dirty linen in public.

      نظرسنجی نشان داد که اکثریت جمع از قانون جدید حمایت می‌کند.

      The survey revealed that the majority of the populace supports the new law.

      اسم
      فونتیک فارسی / jam' /

      دستور زبان plural, collective

      plural

      collective

      مقابل مفرد

      برخی از کلمات جمع‌های بی‌قاعده دارند که از قوانین استاندارد پیروی نمی‌کنند.

      Some words have irregular plurals that do not follow standard rules.

      بسیاری از زبان‌ها قوانین خاصی برای تشکیل جمع دارند.

      Many languages have specific rules for forming the plural.

      اسم
      فونتیک فارسی / jam' /

      accumulation, accumulating, gathering, hoarding, muster, amassment, aggregate

      accumulation

      accumulating

      gathering

      hoarding

      muster

      amassment

      aggregate

      گردآوری

      جمع تعداد بیکاران

      the aggregate number of the unemployed

      جمع سالانه‌ی فارغ‌التحصیلان در دانشگاه برگزار شد.

      The annual gathering of alumni was held at the university.

      اسم
      فونتیک فارسی / jam' /

      ریاضی addition, adding, totaling, summation

      addition

      adding

      totaling

      summation

      اضافه کردن دو یا چند عدد با هم

      او در کلاس ریاضی با جمع مشکل داشت.

      She struggled with addition during her math class.

      جمع از عملیات اصلی در ریاضیات است.

      Adding is an essential operation in mathematics.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد جمع

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      تجمع جماعت جمعیت حزب دسته فرقه گروه مجمع
      مترادف:
      زمره
      مترادف:
      اضافه علاوه
      مترادف:
      عده مجموع همه
      مترادف:
      گردآوری

      ارجاع به لغت جمع

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «جمع» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جمع

      لغات نزدیک جمع

      • - جمجمه شناسی
      • - جمجمه و دو استخوان
      • - جمع
      • - جمع‌آوری
      • - جمع آوری کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.