آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

غنیمت جنگی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / ghanimate jangi /

war booty, spoil

war booty

spoil

اموالی که در جنگ و با غلبه و پیروزی از دشمن به دست می‌آید

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

روس‌ها بخشی از پروس شرقی را به‌عنوان غنیمت جنگی ضمیمه کردند.

As spoils of war, the Russians annexed a part of Eastern Prussia.

پادشاه غنائم جنگی را بین جنگجویان وفادارش تقسیم کرد.

The king divided the war booty among his loyal warriors.

پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت غنیمت جنگی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «غنیمت جنگی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/غنیمت جنگی

لغات نزدیک غنیمت جنگی

پیشنهاد بهبود معانی