brimful, chock-full, full, chuck-full, saturated
brimful
chock-full
full
chuck-full
saturated
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
جعبهای مالامال از آجر
a box chockfull of nuts
لیوان از شیر مالامال بود.
The glass was brimful of milk.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «مالامال» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مالامال