آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۸ خرداد ۱۴۰۴

      مداد به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / medaad /

      pencil, lead pencil

      pencil

      lead pencil

      مداد, pencil, lead pencil
      وسیله‌ی نوشتن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      او دور اسم من با مداد قرمز دایره کشید.

      He circled my name with a red pencil.

      نامه‌ای که با مداد نوشته شده

      a pencil-written letter

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مداد

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      صفت
      مترادف:
      دوده مرکب
      مترادف:
      قلم کلک خامه
      مترادف:
      بی‌مصرف بی‌خاصیت
      مترادف:
      هیچ‌کاره

      سوال‌های رایج مداد

      مداد به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مداد» در زبان انگلیسی به pencil ترجمه می‌شود.

      مداد یکی از ساده‌ترین و در عین حال پراستفاده‌ترین ابزارهای نوشتن و طراحی در جهان است. ساختار مداد به‌طور معمول از یک مغز گرافیتی (ترکیبی از گرافیت و خاک رس) تشکیل شده که درون یک پوشش چوبی باریک قرار گرفته است. با فشردن نوک مداد بر سطح کاغذ، گرافیت روی آن منتقل شده و نوشته یا تصویر شکل می‌گیرد.

      این ابزار سبک و قابل حمل، برخلاف خودکار، قابلیت پاک شدن دارد که آن را برای دانش‌آموزان، هنرمندان، طراحان و نویسندگان به ابزاری انعطاف‌پذیر و قابل اعتماد تبدیل کرده است.

      تاریخچه‌ی مداد به قرن شانزدهم میلادی بازمی‌گردد، زمانی که منابع گرافیت خالص در انگلستان کشف شد و انسان‌ها برای اولین بار از آن به‌جای جوهر برای نوشتن استفاده کردند. در ابتدا گرافیت را به دور چوب نمی‌پیچیدند و آن را مستقیماً در دست می‌گرفتند، اما به‌مرور، برای جلوگیری از شکستن و کثیف‌شدن دست، آن را درون چوب یا دیگر مواد محافظ قرار دادند. از آن زمان تاکنون، مدادها دستخوش تحولات زیادی در طراحی، کیفیت و کاربرد شده‌اند، ولی اصول پایه‌ی آن همچنان ثابت مانده است.

      مدادها در انواع مختلفی تولید می‌شوند، از جمله مدادهای HB که تعادلی میان سختی و نرمی دارند و برای نوشتن روزمره مناسب‌اند، تا مدادهای بسیار نرم یا بسیار سخت که برای طراحی حرفه‌ای به کار می‌روند. همچنین مدادهای رنگی، مکانیکی (اتود)، و حتی مدادهای مخصوص خیاطی و نجاری نیز تولید شده‌اند که هر کدام کاربرد خاصی دارند. طراحی ارگونومیک، بدنه‌های شش‌ضلعی یا گرد، پاک‌کن‌های انتهایی و قابلیت تراشیدن آسان همگی به محبوبیت مداد در زندگی روزمره کمک کرده‌اند.

      مداد با وجود سادگی‌اش، در فرهنگ و روان انسان نیز نقش نمادینی ایفا کرده است. برای بسیاری از ما، مداد نخستین ابزار ورود به دنیای نوشتن، یادگیری و خلاقیت بوده است. صدای خش‌خش مداد بر کاغذ، همراهی همیشگی تمرین نوشتن در دوران کودکی، یا طراحی‌های بی‌هدف هنگام فکرکردن، همه تجربیاتی آشنا هستند.

      مداد نماد آغاز، آزمون و خطا، و امکان پاک‌کردن و دوباره‌نوشتن است—ویژگی‌هایی که آن را فراتر از یک ابزار ساده، به همراهی همیشگی در مسیر یادگیری و خلق تبدیل می‌کند.

      ارجاع به لغت مداد

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مداد» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مداد

      لغات نزدیک مداد

      • - مداخله کردن
      • - مداخله‌گر
      • - مداد
      • - مداد ابرو
      • - مداد به کار بردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.