آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: یکشنبه ۲۵ آبان ۱۴۰۴

    گم شدن به انگلیسی

    معنی و نمونه‌جمله‌ها

    فعل لازم
    فونتیک فارسی / gom shodan /

    to be lost, to be mislaid, to disappear, to get lost, to be missing, to vanish, to go out of sight

    to be lost

    to be mislaid

    to disappear

    to get lost

    to be missing

    to vanish

    to go out of sight

    مفقود شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    ما در بیابان گم شدیم.

    We were lost in the desert.

    پرونده‌های مرا به‌هم ریخته بودند و سندهای رسمی‌ام گم شده بود.

    My files had been rifled and my bond certificates were missing.

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج گم شدن

    گم شدن به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «گم شدن» در زبان انگلیسی به "getting lost" یا "being lost" ترجمه می‌شود.

    این عبارت به وضعیتی اشاره دارد که در آن فرد یا شیء نمی‌تواند موقعیت یا مسیر خود را به درستی تشخیص دهد و به نوعی از راه یا مکان اصلی خود دور می‌افتد. «گم شدن» می‌تواند در موقعیت‌های مختلف زندگی رخ دهد و تجربه‌ای است که برای بسیاری از افراد اتفاق افتاده است.

    از نظر فیزیکی، گم شدن معمولاً زمانی رخ می‌دهد که فرد در مکانی ناآشنا یا پیچیده قرار می‌گیرد و نتواند راه بازگشت یا مسیر درست را پیدا کند. این وضعیت ممکن است در طبیعت، شهرهای بزرگ، محیط‌های ناشناخته یا حتی در فضاهای داخلی مانند ساختمان‌ها و مجتمع‌ها اتفاق بیفتد. گم شدن فیزیکی باعث احساس اضطراب، نگرانی و گاهی ترس می‌شود، چرا که امنیت فرد در چنین شرایطی به خطر می‌افتد و نیازمند یافتن راهنمایی یا کمک است.

    اما گم شدن تنها محدود به بعد فیزیکی نیست؛ در معنای استعاری نیز کاربرد دارد. مثلاً وقتی فرد در زندگی دچار سردرگمی، تردید یا فقدان هدف می‌شود، گفته می‌شود «گم شده است». این نوع گم شدن می‌تواند به معنای از دست دادن جهت‌گیری در تصمیم‌گیری‌ها، عدم شناخت خود یا احساس بی‌هدفی و ناامیدی باشد. در این حالت، فرد نیازمند بازنگری در مسیر زندگی و یافتن هدف و انگیزه جدید است.

    از نظر روان‌شناسی، تجربه‌ی گم شدن می‌تواند اثرات متفاوتی بر فرد داشته باشد؛ برخی افراد با آن مواجهه و مقابله می‌کنند و در نهایت رشد و یادگیری را تجربه می‌کنند، در حالی که برخی دیگر ممکن است دچار اضطراب و استرس شدید شوند. حمایت اجتماعی، داشتن نقشه یا راهنما و استفاده از مهارت‌های حل مسئله می‌تواند به فرد کمک کند تا از این وضعیت عبور کند.

    در ادبیات، هنر و فرهنگ، «گم شدن» اغلب به عنوان نمادی از سفر درونی، جستجوی معنا و تغییرات بزرگ در زندگی به کار می‌رود. داستان‌ها و روایت‌های فراوانی وجود دارند که در آن شخصیت‌ها از گم شدن فیزیکی یا معنوی عبور می‌کنند و به نقطه‌ای از خودآگاهی و رشد می‌رسند.

    «گم شدن» تجربه‌ای است که می‌تواند هم به معنای فقدان مسیر فیزیکی باشد و هم به عنوان نمادی از چالش‌ها و پیچیدگی‌های زندگی شناخته شود. شناخت این تجربه و توانایی مدیریت آن، نقش مهمی در رشد فردی، یافتن راه درست و بهبود کیفیت زندگی ایفا می‌کند.

    ارجاع به لغت گم شدن

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «گم شدن» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/گم شدن

    لغات نزدیک گم شدن

    • - گم بودن
    • - گم زدن
    • - گم شدن
    • - گم شو
    • - گم کردن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.