فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Absolutism

ˈæbsəluːtɪzm ˈæbsəluːtɪzm
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    absolutisms

معنی‌ها

  • noun uncountable
    مطلق‌گرایی، حکومت مطلقه، اعتقاد به قادر علی‌الاطلاق (خدا)، طریقه‌ی مطلقه
  • noun uncountable
    حقوق سیستم سلطنت استبدادی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد absolutism

  1. noun A political doctrine advocating the principle of absolute rule
    Synonyms: totalitarianism, authoritarianism, despotism, dictatorship, caesarism, autocracy, monocracy, one-man rule, shogunate, feudalism, stalinism, indentureship, totalism, tyranny, kaiserism, serfhood, villenage
  2. noun A government in which a single leader or party exercises absolute control over all citizens and every aspect of their lives
    Synonyms: tyranny, despotism, autarchy, autocracy, dictatorship, monocracy, disenfranchisement, disfranchisement, feudality

ارجاع به لغت absolutism

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «absolutism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/absolutism

لغات نزدیک absolutism

پیشنهاد بهبود معانی