فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Accounting

əˈkaʊntɪŋ əˈkaʊntɪŋ
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    accounted
  • شکل سوم:

    accounted
  • سوم شخص مفرد:

    accounts

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • noun uncountable
    حسابداری
  • noun uncountable
    حسابداری، اصول حسابداری، برسی اصل و فرع
    • - the principles of accounting
    • - اصول حسابداری
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد accounting

  1. noun keeping financial accounts
    Synonyms: auditing, balancing the books, bookkeeping, calculating, computing, reckoning

ارجاع به لغت accounting

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «accounting» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/accounting

لغات نزدیک accounting

پیشنهاد بهبود معانی