آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Astir

əˈstɜːr əˈstɜː

معنی astir | جمله با astir

adjective

بیرون از بستر، در جنبش، در حرکت، فعال

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

The city was astir with rumors of his death.

شایعات مرگ او شهر را به جنب و جوش درآورده بود.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد astir

  1. adjective on the move
    Synonyms:
  1. adverb
    Synonyms:

ارجاع به لغت astir

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «astir» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/astir

لغات نزدیک astir

پیشنهاد بهبود معانی