Behind The Times

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

idiom C1
قدیمی مسلک، عقب‌افتاده، امل، از حال بی‌خبر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد behind the times

  1. adjective not current
    Synonyms:
    outdated out-of-date old-fashioned dated unfashionable obsolete passe outmoded old hat antiquated square of the old school has-been back-number

ارجاع به لغت behind the times

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «behind the times» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/behind-the-times

لغات نزدیک behind the times

پیشنهاد بهبود معانی