آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ آذر ۱۴۰۴

      Bl

      ˌbiːˈel ˌbiːˈel

      معنی bl | جمله با bl

      abbreviation noun countable

      انگلیسی آمریکایی حقوق (BL) لیسانس حقوق، کارشناسی حقوق

      همچنین می‌توان از LLB استفاده کرد.

      شکل کامل: Bachelor of Laws

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      I hold a BL.

      لیسانس حقوق دارم.

      The BL is a four-year graduate program.

      کارشناسی حقوق تحصیلات تکمیلی چهار ساله است.

      abbreviation

      بسته، بار (کشاورزی یا تجاری)

      شکل کامل: bale

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      Farmers delivered 30 bl. of straw to the market.

      کشاورزان ۳۰ بسته کاه به بازار تحویل دادند.

      The company bought 10 bl. of recycled paper for packaging.

      شرکت ۱۰ بسته کاغذ بازیافتی برای بسته‌بندی خریداری کرد.

      abbreviation

      بشکه، گالن

      شکل کامل: barrel

      They imported 10 bl. of crude oil from the Middle East.

      آن‌ها ۱۰ بشکه نفت خام از خاورمیانه وارد کردند.

      The storage facility can hold up to 500 bl. of chemicals safely.

      انبار می‌تواند تا ۵۰۰ بشکه مواد شیمیایی را به‌طور ایمن نگه دارد.

      abbreviation

      سیاه، مشکی

      شکل کامل: black

      She prefers bl. shoes because they match everything.

      او کفش‌های مشکی را ترجیح می‌دهد چون با همه‌چیز ست می‌شوند.

      The artist used bl. paint to create shadows in the painting.

      هنرمند از رنگ سیاه برای ایجاد سایه‌ها در نقاشی استفاده کرد.

      abbreviation

      بلوک، قطعه

      شکل کامل: block

      The factory produces 200 bl. of clay bricks daily.

      کارخانه، روزانه ۲۰۰ بلوک آجر سفالی تولید می‌کند.

      Each bl. of concrete weighs approximately 500 kilograms.

      هر بلوک بتن تقریباً ۵۰۰ کیلوگرم وزن دارد.

      abbreviation

      آبی

      شکل کامل: blue

      She chose a bl. dress for the evening party.

      او لباسی آبی برای مهمانی شب انتخاب کرد.

      The flag should be printed in bl. and white.

      پرچم باید به رنگ آبی و سفید چاپ شود.

      abbreviation

      (BL) خط پایه، مبنای مرجع، خط معیار

      شکل کامل: baseline

      Establishing a BL is essential before starting any new experiment.

      تعیین خط پایه، قبل‌از شروع هر آزمایش جدید ضروری است.

      We need to adjust the readings according to the BL.

      باید داده‌ها را مطابق با خط مرجع تنظیم کنیم.

      abbreviation

      (BL) بارنامه

      شکل کامل: bill of lading

      The exporter must sign the BL before the shipment leaves the port.

      صادرکننده باید بارنامه را قبل‌از خروج محموله از بندر امضا کند.

      The BL shows the details of the goods, their quantity, and destination.

      بارنامه جزئیات کالاها، مقدار و مقصد آن‌ها را نشان می‌دهد.

      abbreviation

      (BL) عرض و طول، پهنا و درازا

      شکل کامل: breadth-length

      The carpet was cut to match the BL of the hall.

      فرش بر اساس پهنا و درازای سالن برش داده شد.

      The architect noted the BL of each wall in the blueprint.

      معمار عرض و طول هر دیوار را در نقشه‌ی ساختمان ثبت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت bl

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bl» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bl

      لغات نزدیک bl

      • - bks or bks
      • - bkt
      • - bl
      • - blab
      • - blabber
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.