Buncombe

ˈbʌŋkəm ˈbʌŋkəm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    حرف چرند، چاخان، توخالی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد buncombe

  1. noun Unacceptable behavior (especially ludicrously false statements)
    Synonyms: bunkum, bunk, guff, washingtonese, rot, hogwash

ارجاع به لغت buncombe

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «buncombe» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/buncombe

لغات نزدیک buncombe

پیشنهاد بهبود معانی