Castrate

ˈkæstreɪt kæˈstreɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    castrated
  • شکل سوم:

    castrated
  • سوم‌شخص مفرد:

    castrates
  • وجه وصفی حال:

    castrating
  • شکل جمع:

    castrates

معنی و نمونه‌جمله‌ها

verb - transitive
اخته کردن، تضعیف کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
- a castrated bull
- گاو اخته
- a castrated man (or eunuch)
- مرد خواجه، مرد مقطوع‌النسل، خصی
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد castrate

  1. verb remove sexual organs
    Synonyms:
    cut remove sterilize fix alter emasculate neuter geld mutilate unsex desexualize asexualize spay eunuchize deprive of virility caponize change

ارجاع به لغت castrate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «castrate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/castrate

لغات نزدیک castrate

پیشنهاد بهبود معانی