آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

    Neuter

    ˈnuːtər ˈnjuːtə

    گذشته‌ی ساده:

    neutered

    شکل سوم:

    neutered

    سوم‌شخص مفرد:

    neuters

    وجه وصفی حال:

    neutering

    معنی neuter | جمله با neuter

    adjective noun countable

    دستور زبان خنثی (مربوط به جنسیت)

    link-banner

    آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

    مشاهده

    Some languages have a neuter gender along with masculine and feminine.

    برخی از زبان‌ها دارای جنسیت خنثی در کنار مذکر و مؤنث هستند.

    Russian is one of the languages that has a neuter gender category.

    روسی یکی از زبان‌هایی است که دارای دسته‌بندی جنسیت خنثی است.

    verb - transitive

    عقیم کردن، اخته کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری

    The vet will neuter our new puppy next week.

    دامپزشک هفته‌ی آینده توله‌سگ جدید ما را عقیم می‌کند.

    This cat has been neutered.

    این گربه اخته شده است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    It is common practice to neuter stray cats to control the population.

    عقیم کردن گربه‌های ولگرد برای کنترل جمعیت رایج است.

    verb - transitive

    خنثی کردن

    The magician attempted to neuter the dangerous spell before it caused harm.

    شعبده‌باز سعی کرد طلسم خطرناک را قبل‌از اینکه آسیبی وارد کند، خنثی کند.

    The security measures were put in place to neuter any potential threats to the event.

    تدابیر امنیتی برای خنثی کردن هرگونه تهدید احتمالی برای این رویداد اتخاذ شده است.

    adjective

    خنثی، بی‌طرف، بی‌غرض

    The judge's decision to remain neuter allowed for a fair trial.

    تصمیم قاضی مبنی‌بر بی‌طرف ماندن، امکان دادرسی عادلانه را فراهم کرد.

    The neuter stance of the journalist ensured balanced reporting.

    موضع بی‌طرف روزنامه‌نگار، گزارش متعادل را تضمین می‌کرد.

    adjective

    عقیم، خواجه، اخته، آغا

    The worker bee is neuter.

    زنبور کارگر اخته است.

    The neuter horse was a prized show animal.

    اسب عقیم یک حیوان نمایشی ارزشمند بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد neuter

    1. verb remove sex organs
      Synonyms:
      sterilize castrate fix alter mutilate geld spay desexualize unsex doctor make impotent make barren make sexless make infertile change dress

    سوال‌های رایج neuter

    گذشته‌ی ساده neuter چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده neuter در زبان انگلیسی neutered است.

    شکل سوم neuter چی میشه؟

    شکل سوم neuter در زبان انگلیسی neutered است.

    وجه وصفی حال neuter چی میشه؟

    وجه وصفی حال neuter در زبان انگلیسی neutering است.

    سوم‌شخص مفرد neuter چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد neuter در زبان انگلیسی neuters است.

    ارجاع به لغت neuter

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «neuter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/neuter

    لغات نزدیک neuter

    • - neuston
    • - neut
    • - neuter
    • - neutral
    • - neutral corner
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    forfeiture fordo foremost awakening Jesus Christ me mrs position chasten Dom chaparral update appetizing aerosol convenience بی ریش آیلتس بیابان بی‌خود بیرون مد روز بیسکویت ترد بیهوش کردن بیل بی‌تاب بی‌تابی بی‌تربیت بی‌حس بی‌خبر بی‌خیال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.