Charmer

ˈtʃɑːrmər ˈtʃɑːmə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

noun
جذاب، دلربا، افسونگر، فریبنده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- Their baby is quite a charmer.
- بچه‌ی آن‌ها خیلی مامانی است.
- snake charmer
- مارگیر
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد charmer

  1. noun one that seduces
    Synonyms:
    seducer tempter beguiler enticer lurer allurer sweet-talker inveigler smoothie smoothy bewitcher medea euryale parthenope stheno

ارجاع به لغت charmer

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «charmer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/charmer

لغات نزدیک charmer

پیشنهاد بهبود معانی