آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

    Childhood

    ˈtʃaɪldhʊd ˈtʃaɪldhʊd

    معنی childhood | جمله با childhood

    noun countable uncountable B1

    بچگی، طفولیت، کودکی، خردسالی، خردی، نوپایی، نوباوگی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    My father passed his childhood in Shiraz.

    پدرم کودکی خود را در شیراز گذراند.

    His difficult childhood shaped him into a resilient and determined person.

    کودکی سختش او را به شخصی تاب‌آور و مصمم تبدیل کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Cave dwelling was one of the aspects of the childhood of civilization.

    غارنشینی یکی از جنبه‌های نوپایی تمدن بود.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد childhood

    1. noun period of being young
      Synonyms:
      youth adolescence teens infancy babyhood schooldays puberty immaturity minority tender age nonage juvenility pupilage nursery cradle juniority
      Antonyms:
      adulthood

    سوال‌های رایج childhood

    معنی childhood به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «Childhood» در زبان فارسی به «کودکی» یا «دوران کودکی» ترجمه می‌شود.

    «Childhood» به مرحله‌ای از زندگی انسان اشاره دارد که از تولد آغاز شده و تا شروع بلوغ و ورود به نوجوانی ادامه می‌یابد. این دوره، یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین مراحل زندگی است که پایه‌های رشد جسمانی، ذهنی، عاطفی و اجتماعی فرد در آن شکل می‌گیرد. دوران کودکی نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌دهی شخصیت، مهارت‌ها و رفتارهای آینده انسان دارد و به عنوان دوران یادگیری، بازی و کشف جهان اطراف شناخته می‌شود.

    از دیدگاه روان‌شناسی، «childhood» مرحله‌ای است که در آن کودک از طریق تجربه‌های مستقیم و تعامل با محیط، خانواده و جامعه مهارت‌های مختلفی مانند زبان‌آموزی، کنترل هیجانات، برقراری ارتباط و حل مسئله را فرا می‌گیرد. این دوران با حساسیت و آسیب‌پذیری خاصی همراه است که نیازمند مراقبت، حمایت و آموزش مناسب از سوی والدین و مربیان است.

    از نظر فرهنگی و اجتماعی، دوران کودکی به عنوان زمانی ویژه و مقدس شناخته می‌شود که حقوق و نیازهای خاص خود را دارد. در بسیاری از فرهنگ‌ها، کودک نمادی از معصومیت، امید و آینده است و حفاظت از او اهمیت بالایی دارد. در قوانین بین‌المللی نیز حمایت از حقوق کودکان و تأمین شرایط رشد سالم آن‌ها یکی از اولویت‌ها محسوب می‌شود.

    در حوزه آموزش، دوران کودکی پایه و اساس موفقیت‌های آینده است. مدارس ابتدایی و مراکز تربیتی با هدف تقویت مهارت‌های شناختی، اجتماعی و اخلاقی کودکان فعالیت می‌کنند تا زمینه‌ساز تبدیل آن‌ها به بزرگ‌سالان سالم و مسئولیت‌پذیر باشند. بازی، خلاقیت و آموزش‌های تجربی بخش‌های مهم این دوره را تشکیل می‌دهند.

    «Childhood» دوره‌ای حیاتی و پرمعنا در زندگی انسان است که پایه‌های رشد همه‌جانبه را بنا می‌نهد و تأثیر عمیقی بر مسیر زندگی فرد دارد. شناخت دقیق این مرحله و اهمیت آن به ایجاد محیطی حمایت‌کننده و سالم برای کودکان کمک می‌کند و زمینه‌ساز توسعه‌ی فردی و اجتماعی بهتر در آینده می‌شود.

    ارجاع به لغت childhood

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «childhood» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/childhood

    لغات نزدیک childhood

    • - childe
    • - childermas
    • - childhood
    • - childhood amnesia
    • - childhood friends
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    take a picture faceless fail an exam faintly ridiculous impossibly fairing fall into rota fallacious falter familiar feet feisty foray fenugreek محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.