آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ اسفند ۱۴۰۲

      Clapboard

      klæpbɔːrd ˈklæpbɔːd

      معنی clapboard | جمله با clapboard

      noun uncountable

      انگلیسی آمریکایی معماری توفال سقف، تخته‌‌ی روکار ساختمان

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The old house had a charming exterior made of weathered clapboard.

      خانه‌ی قدیمی نمای بیرونی جذابی داشت که از تخته‌ی روکار ساختمان ساخته شده بود.

      We could hear the sound of raindrops hitting the clapboard during the stormy night.

      در شب طوفانی صدای برخورد قطرات باران به توفال سقف را می‌شنیدیم.

      noun

      قدیمی چوب روکوبی، تخته‌ی چوبی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He used a hammer and nails to secure each piece of clapboard in place.

      او از یک چکش و میخ برای محکم کردن هر تکه چوب روکوبی در جای خود استفاده کرد.

      We used a sturdy clapboard to construct the staves for our wine barrels.

      ما از یک تخته‌ی چوبی محکم برای ساختن چوب‌های بشکه‌های شراب خود استفاده کردیم.

      noun countable

      کِلاکت، تخته‌نشان (ابزاری مکانیکی یا الکترونیکی برای هماهنگ‌سازی صدا و تصویر در ساخت فیلم)

      Each scene began with a loud bang of the clapboard in front of the camera.

      هر صحنه با صدای بلند کلاکت جلوی دوربین شروع می‌شد.

      The clapboard was essential for organizing the film footage during editing.

      تخته‌نشان برای سازماندهی فیلم در طول تدوین ضروری بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clapboard

      1. noun a long thin board with one edge thicker than the other; used as siding by lapping one board over the board below
        Synonyms:
        weatherboard weatherboarding

      ارجاع به لغت clapboard

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clapboard» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clapboard

      لغات نزدیک clapboard

      • - clap eyes on
      • - clap of thunder
      • - clapboard
      • - clapper
      • - clapperclaw
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      all-time amn't anything goes apart archaic arguably as far as i know at stake attendee historian DOB dod dogmatic downcast dray خواهش کردن خودبینی شاخسار بخشیدن برخاستن بیخ پاسخ تصمیم نماینده هم‌گروه یاری قطره‌ی باران موزون به نام خدا حک
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.