آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ آذر ۱۴۰۴

      Co-op

      ˈkoʊɑːp ˈkəʊɒp

      توضیحات:

      شکل‌های نوشتاری دیگر این لغت: coop و co op

      معنی co-op | جمله با co-op

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی تعاونی (مغازه و فروشگاه و غیره)

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The local co-op offers a variety of organic produce.

      در این تعاونی محلی انواع محصولات ارگانیک عرضه می‌شود.

      The members of the coop work together to make decisions and manage the business.

      اعضای تعاونی برای تصمیم‌گیری و مدیریت کسب‌و‌کار با یکدیگر همکاری می‌کنند.

      noun countable

      قفس، مرغدان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      He built a new co-op for his chickens to keep them safe from predators.

      او مرغدان جدیدی برای جوجه‌هایش ساخت تا آن‌ها را از شکارچیان در امان نگه دارد.

      The coop was filled with various breeds of poultry, including chickens, ducks, and turkeys.

      این قفس پر از نژادهای مختلف طیور از جمله جوجه، اردک و بوقلمون بود.

      noun countable

      زندان

      The co-op had a high-security system in place to prevent any escape attempts.

      این زندان دارای سیستم امنیتی بالایی برای جلوگیری از هرگونه تلاش برای فرار بود.

      The inmates in the coop were required to follow a strict daily schedule.

      زندانیان در زندان ملزم به رعایت برنامه‌ی سختگیرانه‌ی روزانه‌ بودند.

      verb - transitive

      حبس کردن، زندانی کردن

      The protesters were co-oped by the police.

      پلیس معترضان را زندانی کرده بود.

      Several prisoners were cooped up in the same cell.

      چندین زندانی در یک سلول کوچک حبس شده بودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد co-op

      1. noun a jointly owned commercial enterprise (usually organized by farmers or consumers) that produces and distributes goods and services and is run for the benefit of its owners
        Synonyms:
        cooperative

      ارجاع به لغت co-op

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «co-op» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/co-op

      لغات نزدیک co-op

      • - co-don
      • - co-heir
      • - co-op
      • - co-opt
      • - co-optation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare kiss cam overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.