Crosspatch

ˈkrɒspæt͡ʃ ˈkrɒspæt͡ʃ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
آدم بدخو، بدخلق

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد crosspatch

  1. noun a bad-tempered person
    Synonyms:
    grump grouch crank churl

ارجاع به لغت crosspatch

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «crosspatch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/crosspatch

لغات نزدیک crosspatch

پیشنهاد بهبود معانی