Demanding Job

آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

collocation
شغل پر زحمت، شغل طاقت فرسا، شغل سخت link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالوکیشن‌های کاربردی سطح متوسط

مشاهده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- Nursing is a very demanding job.
- پرستاری شغل بسیار پر زحمتی است.
- Being a surgeon is a demanding job that requires long hours.
- جراح بودن یک شغل طاقت فرسا است که به ساعات طولانی کار نیاز دارد.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت demanding job

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «demanding job» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/demanding-job

لغات نزدیک demanding job

پیشنهاد بهبود معانی