آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۴

      Email

      ˈiː meɪl ˈiː meɪl

      گذشته‌ی ساده:

      emailed

      شکل سوم:

      emailed

      سوم‌شخص مفرد:

      emails

      وجه وصفی حال:

      emailing

      شکل جمع:

      emails

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: e-mail

      معنی email | جمله با email

      noun countable uncountable A1

      آمیزواج ایمیل، رایانامه، پست الکترونیکی

      ترکیب کلمه‌های electronic و mail است.

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آمیزواج

      مشاهده

      I received an e-mail from my boss this morning.

      امروز صبح ایمیلی از رئیسم دریافت کردم.

      I sent an email to him, but I haven't received a response yet.

      رایانامه‌ای برای او ارسال کردم اما هنوز پاسخی دریافت نکرده‌ام.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I need to send an email to my professor.

      باید به استادم ایمیل بزنم.

      verb - transitive

      ایمیل کردن، ایمیل فرستادن، فرستادن پست الکترونیکی، فرستادن رایانامه (برای کسی)، با ایمیل چیزی را فرستادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Can you email me the details of the meeting?

      آیا می‌توانید جزئیات جلسه را برای من ایمیل کنید؟

      Please email me the report as soon as possible.

      لطفا گزارش را در اسرع وقت برای من با ایمیل بفرستید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد email

      1. verb communicate electronically on the computer
        Synonyms:
        e-mail netmail
      1. noun (computer science) a system of world-wide electronic communication in which a computer user can compose a message at one terminal that can be regenerated at the recipient's terminal when the recipient logs in
        Synonyms:
        e-mail electronic mail
        Antonyms:
        snail mail

      سوال‌های رایج email

      گذشته‌ی ساده email چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده email در زبان انگلیسی emailed است.

      شکل سوم email چی میشه؟

      شکل سوم email در زبان انگلیسی emailed است.

      شکل جمع email چی میشه؟

      شکل جمع email در زبان انگلیسی emails است.

      وجه وصفی حال email چی میشه؟

      وجه وصفی حال email در زبان انگلیسی emailing است.

      سوم‌شخص مفرد email چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد email در زبان انگلیسی emails است.

      ارجاع به لغت email

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «email» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/email

      لغات نزدیک email

      • - emaciated
      • - emaciation
      • - email
      • - email address
      • - emanate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.