آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Mail

    meɪl meɪl meɪl

    گذشته‌ی ساده:

    mailed

    شکل سوم:

    mailed

    سوم‌شخص مفرد:

    mails

    وجه وصفی حال:

    mailing

    معنی mail | جمله با mail

    noun uncountable A2

    زره، جوشن، پست

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    air mail

    پست هوایی

    noun

    چاپار، نامه‌رسان، پستی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    The five o'clock train was today's last mail.

    قطار ساعت پنج آخرین وسیله‌ی نامه‌رسانی امروز بود.

    morning mail

    نامه‌رسانی بامدادی

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Mail is not delivered on holidays.

    مرسولات پستی در ایام تعطیل توزیع نمی‌شود.

    They inspected the officers' mail.

    نامه‌های پستی افسران را تفتیش می‌کردند.

    I haven't opened my mail yet.

    هنوز نامه‌های پستی خود را باز نکرده‌ام.

    noun

    (انگلیس) وسیله‌ی نامه رسانی، مراسلات پستی، نامه‌ی پستی، بسته‌ی پستی، نامه‌های ارسالی یا رسیده

    verb - transitive

    با پست فرستادن، پست کردن

    The letter is in the mail and he will get it tomorrow.

    نامه پست شده است و فردا به دستش خواهد رسید.

    I mailed her a birthday card.

    یک کارت تولد برایش پست کردم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    This letter was mailed two weeks ago.

    این نامه دو هفته پیش پست شده بود.

    verb - transitive

    زره‌دار کردن

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mail

    1. noun written correspondence; system for sending correspondence
      Synonyms:
      letter post communication postal service post office package parcel postcard air mail junk mail
      Antonyms:
      conversation
    1. verb send through the postal system
      Synonyms:
      send by mail post send forward dispatch transmit

    Collocations

    by mail

    با پست، از طریق پست

    in the mail

    در پست

    surface mail

    پست زمینی و دریایی (در برابر: پست هوایی)

    سوال‌های رایج mail

    گذشته‌ی ساده mail چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده mail در زبان انگلیسی mailed است.

    شکل سوم mail چی میشه؟

    شکل سوم mail در زبان انگلیسی mailed است.

    وجه وصفی حال mail چی میشه؟

    وجه وصفی حال mail در زبان انگلیسی mailing است.

    سوم‌شخص مفرد mail چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد mail در زبان انگلیسی mails است.

    ارجاع به لغت mail

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «mail» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/mail

    لغات نزدیک mail

    • - maidservant
    • - maieutic
    • - mail
    • - mail carrier
    • - mail drop
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.