آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ مهر ۱۴۰۳

    Every Now And Then

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از every now and again استفاده کرد.

    معنی every now and then | جمله با every now and then

    adverb phrase

    هرازگاهی، هرچندوقت‌یک‌بار، گاهی‌اوقات، هرازچندگاهی، گهگاه، گاه‌گداری

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    I used to see him every now and then.

    گاهی‌اوقات او را می‌دیدم.

    Every now and then, I treat myself to a nice dinner.

    هرچندوقت‌یک‌بار از خودم یا یک شام خوب پذیرایی می‌کنم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Every now and then, Shadi did crosswords.

    شادی هرازگاهی جدول حل می‌کرد.

    He visits his old friends every now and again.

    او گهگاه به دیدار دوستان قدیمی خود می‌رود.

    Every now and again, we go hiking to enjoy the fresh air.

    هرچندوقت‌یک‌بار برای لذت بردن از هوای تازه به پیاده‌روی می‌رویم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد every now and then

    1. adverb occasionally, sometimes but not often
      Synonyms:
      sometimes now and then now and again from time to time once in a while every so often every once in a while once and again ever so often

    ارجاع به لغت every now and then

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «every now and then» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/every-now-and-then-or-every-so-often

    لغات نزدیک every now and then

    • - every man for himself
    • - every man jack
    • - every now and then
    • - every one
    • - every other
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    festa fiercely filmmaker finally financial cynically deadwood dearly Dec deciding delulu demonstrator desirability desperately ventromedial مقدار تغذیه مبالغه اغیار ادغام اسیر حجامت حجت احوال اخص عربده بیسبال پیلاتس تجاوز تیراندازی با کمان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.