Fair-haired

ˈferˈherd feəheəd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله

adjective
مو بور، بلوند، مو طلایی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
adjective
(عامیانه) سوگلی، محبوب
- the fair-haired boy of the family
- پسر دوست‌داشتنی خانواده
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد fair-haired

  1. adjective having light hair
    Synonyms:
    blond fair towheaded white-haired blue-eyed
  1. adjective given special, usually doting treatment
    Synonyms:
    favorite favored darling pet

ارجاع به لغت fair-haired

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fair-haired» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fair-haired

لغات نزدیک fair-haired

پیشنهاد بهبود معانی