به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Farmhand

ˈfɑːrmhænd ˈfɑːmhænd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    کارگر کشاورزی، کارگر مزرعه
    • - I made friends with a farmhand in the village.
    • - با یک کارگر کشاورزی در روستا دوست شدم.
    • - They hired our father as a farmhand, and he lived in the shed beside the house.
    • - آن‌ها پدرمان را به‌عنوانِ کارگر مزرعه استخدام کردند. او در آلونک کنار خانه زندگی می‌کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد farmhand

  1. noun farm worker
    Synonyms: farm laborer

ارجاع به لغت farmhand

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «farmhand» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/farmhand

لغات نزدیک farmhand

پیشنهاد بهبود معانی