فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Ford

fɔːrd fɔːd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    forded
  • شکل سوم:

    forded
  • سوم شخص مفرد:

    fords
  • وجه وصفی حال:

    fording
  • شکل جمع:

    fords

معنی و نمونه‌جمله

  • noun verb - transitive
    قسمت کم‌عمق رودخانه‌ای که جهت عبور حیوانات و انسان مناسب باشد، گدار، به آب زدن به گدار زدن
    • - Amidst the Mongols' amazement, Jallal-aldin forded the river.
    • - در میان حیرت مغولان، جلال‌الدین از رودخانه گذشت.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد ford

  1. noun A shallow area in a stream that can be forded
    Synonyms: crossing, portage, passage, shallow
  2. noun Son of Henry Ford (1893-1943)
    Synonyms: edsel bryant ford, henry ford ii
  3. noun United States manufacturer of automobiles who pioneered mass production (1863-1947)
    Synonyms: john ford, henry ford
  4. noun 38th President of the United States; appointed vice president and succeeded Nixon when Nixon resigned (1913-)
    Synonyms: gerald ford, Gerald R. Ford, Gerald Rudolph Ford, President Ford
  5. noun English writer and editor (1873-1939)
    Synonyms: ford madox ford, Ford Hermann Hueffer
  6. noun The act of crossing a stream or river by wading or in a car or on a horse
    Synonyms: fording

ارجاع به لغت ford

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «ford» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/ford

لغات نزدیک ford

پیشنهاد بهبود معانی