آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۴

    Grok

    ɡrɑːk ɡrɒk

    معنی grok | جمله با grok

    verb - transitive informal

    انگلیسی آمریکایی درک کردن (به‌طور شهودی)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    He couldn't fully grok the concept.

    او نتوانست مفهوم را به‌طور کامل درک کند.

    We need to take time to grok the beauty of this artwork.

    باید زمان بگذاریم تا زیبایی این اثر هنری را درک کنیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد grok

    1. verb get the meaning of something
      Synonyms:
      grasp comprehend apprehend get-the-picture understand savvy dig

    سوال‌های رایج grok

    معنی grok به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «grok» در زبان فارسی به «به‌طور عمیق فهمیدن» یا «درک کامل کردن» ترجمه می‌شود.

    این واژه ابتدا در ادبیات علمی-تخیلی و مخصوصاً در رمان مشهور «تلماسه» (Dune) اثر فرانک هربرت به کار رفته است و به معنای فهمی فراتر از درک معمولی یا سطحی است. وقتی فرد چیزی را «grok» می‌کند، تنها آن را می‌فهمد، بلکه آن را به طور کامل درونی کرده و با آن یکی می‌شود. این نوع درک فراتر از دانش نظری است و شامل شهود، تجربه‌ی مستقیم و پیوند عاطفی با موضوع می‌شود.

    «Grok» معمولاً با توانایی فهمیدن پیچیدگی‌ها و جزئیات دقیق همراه است. کسی که چیزی را grok می‌کند، می‌تواند روندها، الگوها و نیت‌ها را بدون نیاز به توضیح کامل شناسایی کند. این مفهوم در آموزش و یادگیری عمیق مهارت‌ها یا مفاهیم علمی کاربرد فراوان دارد، جایی که دانش‌آموز یا پژوهشگر نه تنها قواعد را می‌داند، بلکه می‌تواند آن‌ها را در موقعیت‌های متفاوت به کار گیرد و با انعطاف از آن‌ها بهره‌برداری کند.

    در دنیای فناوری و برنامه‌نویسی، grok کردن به معنای درک کامل یک سیستم، الگوریتم یا ساختار پیچیده است. برنامه‌نویسان و تحلیل‌گران داده که چیزی را grok می‌کنند، قادرند روابط پنهان، کارکردهای داخلی و نکات ظریف را شناسایی کرده و بهینه‌سازی یا حل مسئله را به شکل مؤثر انجام دهند. این توانایی تفاوت بین دانش سطحی و تسلط واقعی را مشخص می‌کند.

    علاوه بر این، grok کردن در زندگی شخصی و مهارت‌های انسانی نیز اهمیت دارد. فهم عمیق رفتارها، نیازها و انگیزه‌های دیگران به افراد کمک می‌کند تا روابط قوی‌تر و مؤثرتری بسازند. این نوع درک باعث می‌شود که تعاملات انسانی طبیعی‌تر و همدلانه‌تر شکل گیرد و سوءتفاهم‌ها کاهش پیدا کند.

    «grok» مفهومی است که فراتر از یادگیری ساده یا فهم سطحی است. این واژه بیانگر درکی عمیق، جامع و هم‌پیوند با موضوع است، جایی که فرد نه تنها اطلاعات را دریافت می‌کند، بلکه آن را در تجربه و شناخت خود حل کرده و به نوعی با آن یکی می‌شود. این مفهوم به شدت با تسلط، شهود و بینش عمیق مرتبط است و نشان‌دهنده‌ی درکی فراتر از دانش صرف است.

    ارجاع به لغت grok

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «grok» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/grok

    لغات نزدیک grok

    • - grogshop
    • - groin
    • - grok
    • - grolar bear
    • - grommet
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    frightfulness rightfulness revivalist pilfer pilferer receptiveness manure interconnectedness chuck rib flank brisket round ham hock بی‌ربط بی‌رونق بی‌شعور بی‌عقل بی محلی کردن بی‌وفا تاثیر پذیر تافی تایپ کردن تایید تب تبدیل کردن تبریک تبصره تبهکار
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.