آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ فروردین ۱۴۰۴

      Hob

      hɑːb hɒb

      معنی hob | جمله با hob

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی فلز روی اجاق‌گاز

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Most domestic stoves have four hobs.

      اکثر اجاق‌‌های خانگی دارای چهار فلز گاز هستند.

      I burned myself on the hot hob.

      خودم را با فلز روی اجاق‌گاز داغ سوزاندم.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی قدیمی فلز روی بخاری برای گرم کردن غذا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      The old farmhouse had a rustic hob next to the fireplace.

      خانه مزرعه‌ی قدیمی یک فلز اجاق‌گاز روستایی در کنار بخاری داشت.

      The fire crackled and popped beneath the hob, providing warmth and heat for cooking.

      آتش شعله می‌گرفت و در زیر فلز برای پختن غذا پخش می‌شد و گرما را برای پخت و پز فراهم می‌کرد.

      noun

      حقه، شوخی فریب‌آمیز

      Their hob left the audience in awe.

      حقه‌ی آنها تماشاگران را در حیرت فرو برد.

      Their hob was the highlight of their magic show.

      حقه‌ی آنها نقطه برجسته‌ی نمایش جادویی‌شان بود.

      verb - transitive

      با دندانه ماشین و غیره بریدن، با میله بریدن

      He used a hob to cut through the thick metal plate.

      او از یک دندانه‌ی فلزی برای بریدن صفحه‌ی فلزی ضخیم استفاده کرد.

      The machinist carefully hobs the gears for the machinery.

      مکانیک دنده‌های ماشین‌آلات را با دقت می‌برد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hob

      1. noun (folklore) fairies that are somewhat mischievous
        Synonyms:
        elf goblin imp pixie brownie hobgoblin pixy gremlin beam-end mantelshelf

      Collocations

      hob cutter

      (مکانیک) فرز مارپیچی

      Idioms

      play (or raise) hob with

      اذیت کردن، گرفتاری درست کردن، بهم زدن

      ارجاع به لغت hob

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hob» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hob

      لغات نزدیک hob

      • - hoatzin
      • - hoax
      • - hob
      • - hob cutter
      • - hobart
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      تفاوت among و between چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      chabazite deco designing di- durometer elisabeth held in high repute challenge garbage grab latent laugh at terminate settlor make a small fortune آموختن ایست بردباری افناء بشر خودرو رستگارگر زبانه‌ی مته زودباور زودرس شاخه پیله بامداد اتحاد بسکتبال
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.