آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ بهمن ۱۴۰۲

      Humpback

      ˈhʌmpbæk ˈhʌmpbæk

      شکل جمع:

      humpbacks

      معنی humpback | جمله با humpback

      noun countable

      جانورشناسی کوهان‌دار، گوژپشت (نوعی نهنگ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      Humpbacks migrate thousands of miles each year to reach their feeding grounds.

      کوهان‌دارها سالانه هزاران مایل مهاجرت می‌کنند تا به محل تغذیه‌ی خود برسند.

      The humpback breached out of the water.

      گوژپشت از آب بیرون پرید.

      noun

      گوژپشتی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The humpback caused him pain and discomfort.

      گوژپشتی باعث درد و ناراحتی او شد.

      His humpback made it difficult for him to stand up straight.

      گوژپشتی‌اش صاف ایستادن را برایش سخت می‌کرد.

      noun

      قدیمی آدم گوژپشت، آدم قوزی

      People often stared at the humpback.

      مردم اغلب به آن آدم گوژپشت خیره می‌شدند.

      The humpback walked slowly down the street.

      آن آدم قوزی به‌آرامی در خیابان راه می‌رفت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد humpback

      1. noun a person whose back is hunched because of abnormal curvature of the upper spine
        Synonyms:
        hunchback cripple deformed person deformity crookback kyphosis gibbosity quasimodo
      1. noun large whalebone whale with long flippers noted for arching or humping its back as it dives
        Synonyms:
        humpback-whale Megaptera novaeangliae
      1. adjective
        Synonyms:
        hunchbacked gibbous kyphotic

      سوال‌های رایج humpback

      شکل جمع humpback چی میشه؟

      شکل جمع humpback در زبان انگلیسی humpbacks است.

      ارجاع به لغت humpback

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «humpback» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/humpback

      لغات نزدیک humpback

      • - hump
      • - hump up
      • - humpback
      • - humpbacked
      • - humped
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.