Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۴

      Hurriedly

      ˈhɝːidli ˈhʌridli

      معنی hurriedly | جمله با hurriedly

      adverb

      به‌طور شتاب‌زده، از روی شتاب، با عجله، به‌طور هول‌هولکی، عجولانه، به‌طور سریع، به‌سرعت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He hurriedly packed his things and left.

      به‌طور هول‌هولکی وسایلش را جمع کرد و رفت.

      I glanced hurriedly at the door, like a guilty child.

      همانند بچه‌ای خطاکار با عجله به در نگاه کردم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hurriedly

      1. adjective rapidly
        Synonyms:
        fast speedily
      1. adverb in a hurried or hasty manner
        Synonyms:
        hastily in haste
        Antonyms:
        unhurriedly

      لغات هم‌خانواده hurriedly

      noun
      hurry
      adjective
      hurried
      verb - transitive
      hurry
      adverb
      hurriedly

      سوال‌های رایج hurriedly

      معنی hurriedly به فارسی چی می‌شه؟

      قید «hurriedly» در زبان فارسی به «به‌طور شتاب‌زده»، «به‌طور عجولانه» یا «به‌طور هول‌هولکی» ترجمه می‌شود.

      این قید برای توصیف انجام عملی با سرعت زیاد و بدون تأمل کامل به کار می‌رود. هنگامی که گفته می‌شود کسی کاری را hurriedly انجام داده است، منظور این است که فرد در انجام آن عمل عجله داشته، ممکن است بدون دقت کافی عمل کرده یا تصمیماتش تحت فشار زمان گرفته شده باشد. این ویژگی می‌تواند در زندگی روزمره، محیط کاری یا موقعیت‌های اضطراری مشاهده شود و نشان‌دهنده‌ی حالتی از اضطرار یا نیاز فوری به اقدام است.

      از دیدگاه زبانی، «hurriedly» شکل قیدی از صفت hurried است که به معنای «عجول، شتاب‌زده» است. افزودن پسوند ly- به آن، توانایی واژه برای توصیف فعل‌ها را فراهم می‌کند، به طوری که عمل انجام‌شده تحت تأثیر سرعت و فشار زمانی قرار گرفته باشد. این ساختار در انگلیسی برای بسیاری از صفت‌ها رایج است و به نویسنده یا گوینده امکان می‌دهد نه تنها عمل را بیان کند، بلکه کیفیت و نحوه‌ی انجام آن را نیز مشخص نماید.

      در ادبیات و مکالمه‌ی روزمره، «hurriedly» اغلب برای ایجاد حس اضطرار یا تنش به کار می‌رود. مثلاً در داستانی می‌توان گفت: “She hurriedly packed her bag and ran to catch the train.” (او با شتاب کیفش را جمع کرد و به سوی قطار دوید.) در این جمله، قید hurriedly نه تنها سرعت عمل را نشان می‌دهد، بلکه هیجان و اضطرار لحظه را نیز به خواننده منتقل می‌کند. استفاده از چنین قیدهایی، تجربه‌ی روایت را واقعی‌تر و ملموس‌تر می‌سازد.

      همچنین، «hurriedly» می‌تواند در بیان تجربه‌های شخصی یا خاطرات روزمره نقش مهمی داشته باشد. وقتی فردی از کاری که با عجله انجام داده صحبت می‌کند، ممکن است به احساس استرس، فشار زمانی یا نگرانی خود اشاره کند. این قید به خواننده یا شنونده کمک می‌کند تا شدت احساس یا شرایط محیطی فرد را بهتر درک کند و به نوعی، با تجربه‌ی او همذات‌پنداری نماید.

      «hurriedly» واژه‌ای است که نشان‌دهنده‌ی تعامل میان زمان، فشار و عملکرد انسانی است. این قید یادآور اهمیت مدیریت زمان و توجه به جزئیات در شرایط شتاب‌زده است و در عین حال، ابزار مؤثری در ادبیات و گفتار برای القای هیجان، اضطرار و فعالیت سریع به شمار می‌رود.

      ارجاع به لغت hurriedly

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hurriedly» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hurriedly

      لغات نزدیک hurriedly

      • - hurricane lamp
      • - hurried
      • - hurriedly
      • - hurriedness
      • - hurrier
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.